مرضيه محمدزاده

1196

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

پرچم خونين : گفت آنكه نيست پيرو حق همصداى ما * گردد جدا ز حادثه‌ى كربلاى ما بيرون رود به شب چو هريمن از اين حرم * تا آنكه نشنود به غريبى نداى ما اين رزمگاه بيشه‌ى شيران وحدت است * رو به خصال كم كند از سر هواى ما اين كاروان روان به ديار شهادت‌اند * وين كربلاست گر به بلايش بلاى ما ما با خداى بر سر عهديم و مردمى * گر بگسلند ، نگسلد از ما خداى ما ما خون خون به دين خدا هديه مىدهيم * بارى خداست عزّ و جل خونبهاى ما تن زير بار ننگ نبايد دهد بشر * اين درد را دواست به دار الشفاى ما در پايگاه عشق به كف جان نهاده‌ايم * اين رتبه نيست در خور هركس سواى ما پاداش حق طلب ، به شهادت شود تمام * شهد شهادت است گوارا براى ما ما كاروان كعبه‌ى عشق و شهادتيم * از ما جدا شو اى كه نه‌اى پا به پاى ما شوييم نقش ظلم و ستم را به خون خويش * شد قبله‌ى حريم خدا رهنماى ما عبّاس و عون و قاسم و اكبر ستاده‌اند * هريك صفا دهند به سعى و صفاى ما هركس كه مىرود ، برود ، اصغرم به جاست * اين غنچه سرخ مىشود اندر مناى ما اين پرچمى كه پرچم خونين نهضت است * بر دوش زينب است و بود در قفاى ما وان عندليب گلشن زهرا سكينه‌ام * دارد نواى تعزيت نينواى ما